تبلیغات
xx   ❤My memories❤ - x13x(کنسرت*-*)

x13x(کنسرت*-*)

جمعه 10 فروردین 1397 11:02 ب.ظ

نویسنده: ♧Ghxl|
صلام^-^

خوبینننننن؟؟؟

من ک...:)))

این خاطره برا روز 8 فروردینه+____+

صب ساعت دوازده از خاب پاشدم-____-

بعد یه راست رفتم حموم"-"

تو حموم خابالو بود به جا شامپو سر شامپو بدن زدم به موهام'-'

بعد اومدم بیرون از حموم با ملینا چت کردم^-^

قرار بود من ملینا و پرنی بریم کنسرت^-^

جای منم کنار پرنی بود:)))))

بعدش لباسامو پوشیدم:)))

تیشرت سفیدم با شلوار لندی آبی تیرم شال سفیدم و مانتو زیتونیم:))

بعد حول و حوش ساعت چار ک دیگه لاکمم زده بودم وآماده بودم و خانوادمم ک حاضر بودن زدیم بیرون://

توراه با پرنی وملینا حرف میزدم تو تلگ و برنامه ریزیو اینا میکردیم ک کی میرسیم ترافیک هس یا نعو ...

ساعت هشتو نیمینا رسیدیم اونجا:)

بعد گیر دادن های گشت محترم رفتیم تو و من درجا ملینارو 

دیدم دوییدیمو بغلو اینا:~:
بعد رفتیم با پوستر سیروان عکس گرفتیم:)
داشتیم میرفتیم اونور ک ازون عینک شبرنگا بخریم ک یهو ملینا جیغ زد:||

نگاهشو دنبال کردم دیدممم امیرررررر♡●♡(گیتاریست سیروان)

دوییدیم سمتش گفتیم آقای دانایی میشه یه عکس بگیریم:((؟

اون داشت میومد ک یه حراست بیشور گفت آقای دانایی لازم نیست شما برید:((

اونم رفت:(((

بعد رقتیم نشیتیم جاهامون:))))

بعد مدتی بیشی بیشی طولانی پرنی اومدو بغلو اینا...

بعد تبلیغ اسمارت روی صفحه پشتی سیروان اومد^~^

بعد یه۱۲ تا از آهنگای باحالشو خوند:)))

منو پرنی هم ک همرو بلد بودیم بلند بلند همراهی میکردیم:))

بعد ک تموم شد گفتن ک آقای خسروی رفته:(

حالا ما به تمید بقیه رفتیم بک استیج:(

آقا فرهاد(مدیر برنامش:/)

رو یافتیم عکس گرفتیم^~^

بعد گفت آقای حَکَمی تو سالنن^---^

ماعم دوییدیم بزور رسیدیم به جا قبلیمون عکس گرفتیم با یاشا^--^

بمتند که به حَکَمی گفتم حُکمی://

یاشا هم پیانیست سیریه دیگه://

بعدم ک با هزار بدبختی امیرو یافتیم و عکس گرفتیم:))

همه این کارارو منو پرنی کردیم چون ملینا زودتر رفته بود:((

بعدم ک رفتیم تو انزلی پاچینی خوردیم پرنی اینام ک نبودن:((

ولی خیلی خوشمزه بود♡■♡

همین:))

بایییییییی://





دیدگاه : :)
آخرین ویرایش: یکشنبه 26 فروردین 1397 03:09 ب.ظ



]