تبلیغات
xx   ❤My memories❤ - x1x(:|)

x1x(:|)

چهارشنبه 2 اسفند 1396 02:53 ق.ظ

نویسنده: ♧Ghxl|

سعلامم*-*

حالتون چطوره خوبین؟

من خوبم:|

نه خوب نیسم:|

سرم درد میکنه به دلایل نامعلوم:|

فک کنم اگ ایران همینجور پیش بره باید هر روز تسلیت بگم:||

پس از همین الان بلکل برای همه ی وقایع ماضی مضارع ومستقبل تسلیت عرض مینمایم:|

یه مدت درگیر تمرین نمایش عجیبمون بودیم:|

چند تا پیرزن ک سبزی پاک میکردن ودرباره مشکلات جامعه میحرفیدن:|

بعد وسط نمایش یه دیالوگ داشت ایلار(فازتان اشعارتان)

بعدش ما اینو داشتیم تمرین میکردیم معاونمونم با معلم پرورشیمون داشتن نگا میکردن...

قابل توجهتون معاونمون معلم عربیمونم هس..

یه جوری خندید به دیالوگه:|نمیدونس با مثنی هم میشه چیز طنز ساخت:)

منم اون لحظه هم میخندیدم هم تو دلم میگفتم خدایا منو گاو کن:|

بعد ب سارا میگم سارا به نظرت حس میکی چی بود..

سارا با سرفه و هزار سختی بم فهموند پشتمه...

ولی نشنید:)

فردا میرم تهران برای عروسی-_-

اه مردمم بیکارن عروسی میگیرن:|

منم خوابم نمیاد فردا چطو پاشم...

هوف برم خودمو سرگرم کنم...

بایی&...&



دیدگاه : :|
آخرین ویرایش: شنبه 12 اسفند 1396 03:13 ب.ظ



]