تبلیغات
xx   ❤My memories❤ - ×8×(خاکی-__-)

×8×(خاکی-__-)

یکشنبه 13 اسفند 1396 10:11 ب.ظ

نویسنده: ♧Ghxl|
سهلام ب همگی:/

احوالتان چطور است:/؟

دیروز مهنا اذیتم میکرد گرفتم دستشو محکم پیچوندم:/

کم مونده بود گریه کنه بد ضرب دیده بود خا:/

حالا بزارین بگم امرو چیشد:/

بچه ها خفم کردن انقد گفتن خاکی تورو دوس داره با تو راحته به تو بیشتر محل میزاره تورو به اسم صدا میزنه:/

قابل توجهتون من ازین ک با فامیلی صدام بزنن متنفرممم..

حالا دیرو با حضی کلاس داشتم حواسم یه دیقه نبود یه طوری فامیلیمو فریاد کشید سکته کردم:/

بعد برگشتم به خانوم گفتم اسم پلاکتینا رو فارسی کردن و چی گذاشتن خانوم از عجیبی اسمه داد زد یاخدا:■

خیلی خندیدم:/

حالا زنگ خورد زدیم بیرون ...

زنگ ک تمومید اومدیم کلاس و زبان داشتیم://

خدی موفق شد زود تر از زمان کتاب زبانو تموم کنه-_-

بمون گفت از یه درس ۵۰ کلمه در بیاریم@___@

میخواستم بگیرم بزنمش-______-

حالا زنگ ورزش زنگ پیش رومون بود-____-

قشنگ بهاری پدرمون دراورد:(((

دو دور دوی امدادی رفتم..

چهار دور دو..

۲۹تام دراز نشست:((((

دگ داشتم میمردم:((

قابل توجهتون باشگا روبرو مدرسمونه ماهم پیاده میریم میایم:/

ماشین خاکی دم مدرسه پارک بود ماعم ب شوحی داد زدیم نظرتون چیه ماشین خاکیو پنچر کنیم(همه میدونن من اینکارو نمیکنم)

و اونموقع متوجه شدیم اون زنی که چادری بود واز جلمون رد شد کی بود....

مییییییییکیییییییی@______@

به عمرم اونطوری ندوییده بودم به طرف مدرسه:((

حالا زنگ نمازم ک تمومید مارفتیم سر کلاس خاکی(فوق برنامه)

حالا این خانوم مارو برد آزمایشگاه:)))

حالا حدس بزنید جای من کجا بود://

کنار معلم قشنگ کنارش-_____-

ینی پامو دراز میکردم میخورد ب خاکی:/

سارا هم نشسته بود کنارم:/

ماهم مرور خاطرات میکردیم میخندیدیم:)

البته بقیه یه چیزی میگفتن خاکی میگفت حرف نزنید ولی ب من هیچی نمیگفت^-^

حالا خاکی اومده از کمد وسایل آتش زا ی چیزی ورداره بعد منم صندلیم جلو اون کمده بود..

هی میخواستم پاشم نمیزاش اخ یکی نبود بگه نابغه اگ من پا نشم با نمیشه خا:/

با هزار زور بالاخره پاشدم:/

هچی دگ تموم شد کلاس منم اومدم خانه:)

راستی خاکی واس همهههه چی تشدید میزاره:/

موقع حرفیدن ها

مثلا

مادّه.علیزادّه.فلزّ.سلّولّز

تا الان که این کلماتو ایژوری گفته:/

هیی فقط سر کلاس این صاف میشنم و زیر لب فوش نمیدم هی اون لحظات از خودم حالم بهم میخوره:/

بای:|||





دیدگاه : :)
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 اسفند 1396 10:32 ب.ظ



]